غلامرضا_کیامهر

به گزارش نسیم اقتصاد، در همین ابتدای یادداشت لازم است سوالی را مطرح کنیم، آیا قدرتمندترین ارتش‌های جهان می‌توانند بدون داشتن فرماندهی واحد امیدی به کسب پیروزی در جنگ و غلبه بر دشمن داشته باشند؟ بی‌تردید هر انسان آگاه و دارای عقل سلیم به این سوال پاسخ منفی می‌دهد در این صورت باید بپذیریم که هیچ کشوری بدون داشتن فرماندهی واحد اقتصادی امکان کسب پیروزی در هیچ جنگ اقتصادی را نخواهد داشت. اگر سخنان یکی دو سال اخیر آقای رئیس‌جمهوری را مبنا قرار دهیم، درحال‌حاضر کشور ما درگیر یک جنگ اقتصادی با امریکا و هم‌پیمانان آن کشور است. اما آقای رئیس‌جمهور در عین حال که دایما از در جریان بودن چنین جنگی سخن می‌گوید و مردم را به تحمل مصائب، سختی‌ها و محرومیت‌های ناشی از این جنگ دعوت می‌کند، تاکنون حتی برای یک‌بار نگفته است کسب پیروزی در جنگ اقتصادی موجود هم مثل جنگ نظامی به فرماندهی واحد نیاز دارد.
 
آقای رئیس‌جمهور تحریم‌های اقتصادی امریکا را اصلی‌ترین نشانه وجود جنگ اقتصادی بر علیه ایران معرفی می‌کند ولی از جنگ بزرگ دیگری که سوءمدیریت‌ها، مفاسد بزرگ مالی و اقتصادی، اختلاس‌های بزرگ، رانت‌خواری‌ها و وجود یک دولت بسیار بزرگ بسیار پرهزینه و مشکل‌تراش و سنگ‌انداز بر سر راه سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی هیچ سخنی به میان نمی‌آورد و تا زمانی که این ساختارهای معیوب به‌طور کامل اصلاح نشود و تا زمانی که اقتصاد ما تحت یک فرماندهی واحد قرار نگیرد. حتی رفع کامل تحریم‌های اقتصادی امریکا هم تاثیر چندانی در حل و فصل مشکلات اقتصادی ما نخواهد داشت.
 
 وضعیت وخیم و تاسف‌بار اقتصاد کشور در دوره دولت نهم و دهم که نرخ هر بشکه نفت به محدوده 120 دلار رسیده و به موجب برخی برآوردها در طی دوره هشت ساله آن دولت درآمد ارزی ایران تنها از فروش نفت به حدود 800میلیارد دلار بالغ شد، بهترین گواه بر این مدعاست. مردم ما خواه‌ناخواه در برابر جنگ اقتصادی که آقای دکتر روحانی می‌گوید بر علیه ایران به راه انداخته است، به نرخ خالی شدن سفره‌های‌شان و تحمل انواع سختی‌ها و محرومیت‌ها مقاومت کرده‌اند. اما تکلیف این مردم با دو جنگ دیگری که مفاسد اداری و مالی دستگاه‌های دولتی و نبود فرماندهی واحد در اقتصاد ماست چه خواهد بود دو جنگی که هیچ ربطی به تحریم‌های اقتصادی ندارد و یک مشکل ساختاری مزمن درون‌زا برای اقتصاد کشور است.
 
 مشکل اساسی اینجاست که آقای دکتر روحانی طی هشت سالی که زمام قوه اجرایی مملکت را در دست داشته بارها از وجود کانون‌های فعالیت اقتصادی که با داشتن گردش مالی بسیار بالا تحت اشراف و نظارت دولت قرار ندارند و مالیات هم به دولت نمی‌دهند، گله و شکایت کرده و در مواردی حتی با ادبیات مختلف ارگان‌ها و نهادهایی را که به‌زعم او پول و قدرت و تفنگ را یک‌جا دارند و عملکردشان تاثیرات منفی بر اقتصاد کشور دارد، مورد انتقاد قرار داده اما تا به امروز که چیزی به آخر عمر دولتش نمانده از خود شهامتی برای علنی ساختن نام این نهادها و ارگان‌های قدرتمند دارای فعالیت‌های اقتصادی نشان نداده و همچنان به کلی‌گویی درباره این ارگان‌ها و انداختن گناه تمام مشکلات اقتصادی به گردن تحریم‌های اقتصادی امریکا ادامه می‌دهد. درهرصورت دولت دوازدهم یک اقتصاد در حال فروپاشی را برای دولت بعد از خود به ارث می‌گذارد آن هم در شرایطی که بلایی مصیبت‌زا به نام ویروس کرونا شیرازه سلامت مردم و جامعه را درهم نوردیده است.
 
 آیا این شیوه مملکت‌داری شایسته ملت ایران است؟ و اگر به راستی گله و شکایت‌های مکرر آقای دکتر روحانی درخصوص محدود بودن شدید اختیارات دولت و نبود فرماندهی واحد در اقتصاد کشور را به‌عنوان یک واقعیت بپذیریم، آیا امیدی به پیروزی کشور در جنگ اقتصادی که ایشان در هر فرصتی از آن سخن می‌گوید، وجود خواهد داشت. عقل و منطق به این سوال پاسخ منفی می‌دهد. حالابایددیدایاکسانی که خودرانامزدانتخابات ریاست جمهوری پیش رومی کنندشهامت رونمایی ازچندگانه فرماندهی اقتصادی کشور و قراردادن آن تحت یک فرماندهی واحد را دارند یا نه.

اخبار مرتبط

نظرات شما