به‌تازگی علی آقامحمدی، عضو بانفوذ مجمع تشخیص مصلحت نظام که نقش‌های مهم و استراتژیکی در حوزه مشورتی و اجرایی در کشور داشته، سخنانی درباره صادرات نفت مطرح کرده که بسیار قابل ‌تأمل است.

به گزارش نسیم اقتصاد، اعتماد نوشت: او گفته: «باید تولید نفت‌مان را به 8.5 میلیون بشکه در روز برسانیم. البته با توجه به تحریم‌ها و اعمال فشارها این امر نشدنی به نظر می‌رسد ولی زمانی که قرارداد خود را با کشورهایی نظیر چین محکم منعقد کرده باشیم قطعا پشتوانه تولید خواهیم داشت. باید تولید را افزایش دهیم چرا که عربستان به 11 میلیون بشکه، امریکا 10 میلیون بشکه و روسیه به 10 میلیون بشکه تولید ارتقا یافته‌اند.»

او چین را مشتری بالقوه نفت ایران توصیف کرد که به پشتوانه همین مشتری عمده می‌توانیم تولید نفت خود را بالا ببریم.

این سخنان همزمان با انتشار خبرهایی درباره قرارداد راهبردی 25 ‌ساله ایران و چین مطرح شده و اغلب از این منظر به آن نگاه کرده‌اند اما زوایای دیگری هم دارد. برای بررسی موضوع باید اندکی به عقب بازگردیم. اوج تولید نفت ایران در مقطعی کوتاه، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، 6 میلیون بشکه در روز بود. اما به ‌مرور زمان، ابتدا به خاطر اعتصابات نفتی، بعد ناآرامی‌های پس از انقلاب و سپس جنگ 8 ‌ساله، شاهد کاهش تولید نفت ایران بودیم.

در زمان دولت سیدمحمد خاتمی و همچنین در پسابرجام، تولید نفت روزانه ایران به 4 میلیون بشکه در روز رسید که در سال 84 از این میزان هم فراتر رفت. اما تحریم، همواره مانعی اساسی در مقابل افزایش تولید و به‌تبع آن صادرات نفت ایران بود؛ هر چند تنها مانع نبود.

مشکل اساسی‌تر از تحریم، مشخص نبودن چشم‌انداز تولید نفت در ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. در واقع هیچگاه توازنی بین صادرات نفت خام و تبدیل نفت به فرآورده‌های نفت و پتروشیمی و صادرات آن ایجاد نشد و  به همین دلیل هم عدم افزایش تولید و صادرات نفت، حتی با وجود تاکید برنامه‌های 5 ‌ساله توسعه و سند چشم‌انداز 20‌ ساله، هیچگاه با انتقاد همراه نبود! درست مثل قراردادهای نفتی با شرکت‌های خارجی که اگر قرارداد می‌بستید تا میدان‌ها را توسعه دهید باید توضیح می‌دادید اما اگر قراردادی نمی‌بستید کسی از شما نمی‌پرسید که چرا معطل می‌کنید!

حالا در شرایطی که تحریم نفتی، میزان تولید نفت ایران را نسبت به 2 سال پیش نصف کرده، دوباره اظهارنظرهای مخالفان خام‌فروشی شروع شده که فی‌المثل صادرات خرما را باید جایگزین نفت کنیم! یا رییس سازمان توسعه تجارت که کلا از فتح‌الفتوح سخن گفته که «به بستن چاه‌های نفت نزدیک شدیم!»

گویا برخی مدعیان فراموش کرده‌اند که اولا مشکل صادرات غیرنفتی ما این نیست که نفت صادر می‌کنیم و توجه به یکی از این دو، دیگری را نفی نمی‌کند! ثانیا اگر نفت نباشد و در چاه‌های نفت را ببندیم دیگر خبری از مواد اولیه برای تولید بسیاری از صنایع ما که از پتروشیمی حاصل می‌شود نخواهد بود!

این گونه اظهارنظرها حاصل فقدان نگرش جامع و دقیق درباره اهمیت افزایش تولید و صادرات نفت در ایران است. امروزه تولید نفت، یکی از مظاهر قدرت اقتصادی و حتی دیپلماتیک در جهان است و اصلا به همین دلیل هم هست که امریکا و روسیه در سال‌های اخیر به اولین و دومین تولید کننده نفت جهان تبدیل شده‌اند و عربستان را پشت سر گذاشته‌اند. آنها اهمیت نفت را درک کرده و برای آن سند جامعی ترسیم کرده‌اند. اما ما هنوز در دعوای فروش نفت خام یا تبدیل آن به فرآورده مانده‌ایم و توازنی هم بین آن نمی‌خواهیم - یا نمی‌توانیم - برقرار کنیم.

حالا اینکه در چنین فضایی یک عضو پرنفوذ مجمع تشخیص مصلحت نظام از اهمیت تولید روزانه 8.5 میلیون بشکه نفت سخن بگوید می‌تواند نشانی روشن از تمایل نظام به افزایش قدرت نفتی ایران باشد که هم از منظر اقتصادی و هم از منظر دیپلماتیک بسیار حائز اهمیت است. ارزش نفت هر روز در دنیا کمتر، و توجه به گاز و انرژی‌های تجدیدپذیر بیشتر و بیشتر شده است. نفت، دیگر در زیرِ زمین یک ثروت محسوب نمی‌شود و اگر قصد داریم آن را به ثروتی دارای ارزش افزوده تبدیل کنیم باید آن را استخراج کنیم.

ماندن نفت در زیرِ زمین، یک خسارت بزرگ است. البته همچنان دو مانع بزرگ داریم، اولین مانع تحریم است و دومین مانع مشکلات قراردادی که هنوز نتوانسته‌ایم به مدل جذاب قراردادی با شرکت‌های بزرگ برسیم. افزایش تولید نفت نیازمند جذب فناوری‌های جدید تولید و توسعه همه‌جانبه میادین نفتی است و این فناوری و سرمایه زمانی جذب می‌شود که خبری از ریسک تحریم نباشد. سخن گفتن از توان تولید روزانه 8.5 میلیون بشکه نفت در روز، گام اول حرکت در مسیری است که باید موانع دیگر آن را هم رفع کنیم. در غیر این صورت چند سال دیگر باز هم حسرت می‌خوریم که چرا فرصت‌ها را از دست دادیم.

اخبار مرتبط

نظرات شما