سیاست‌های دولت در چند سال اخیر، نوسان‌های ارزی، تورم، تحریم و هزاران عوامل دیگر باعث شده‌اند تا درک درستی از ارزش واقعی پول کشورمان نداشته باشیم.

به گزارش نسیم اقتصاد، اگر خودتان در این زمینه تحقیق کنید، به‌سرعت متوجه می‌شوید که باوجود چندگانگی میان نرخ ارز رسمی اعلام‌شده توسط دولت و ارز‌های دیگر مانند ارز نیما و درنهایت نرخ ارز بازار آزاد، معیار دقیقی برای سنجش ارزش پول خودمان یا به‌طور دقیق‌تر سنجش قدرت‌ خریدمان نداریم.

اما ما می‌توانیم با مقایسه نرخ ارز کشورمان با دیگر کشور‌ها و شاخص‌های نرخ مصرفی، معیاری به نام نرخ واقعی موثر ارز را به‌دست آوریم تا به‌وسیله آن درک بهتری از وضع ریال و قدرت خرید مردم داشته باشیم. در ابتدا مفاهیم مقدماتی را توضیح داده و درنهایت به وضعیت ریال در مقیاس جهانی خواهیم رسید.

نرخ اسمی نرخ ارز (NER)

برای توضیح مفهوم نرخ واقعی دلار، ابتدا باید نرخ اسمی را تعریف کنیم: نرخ اسمی ارز (یا Nominal Exchange Rate) به هزینه مبادله ارز یک کشور با ارز کشوری دیگر گفته می‌شود. برای مثال اگر نرخ اسمی پوند انگلیس به دلار امریکا برابر با 1£ = 2$ باشد، یعنی یک فرد انگلیسی می‌تواند درازای پرداخت یک پوند، دو دلار دریافت کند.

نرخ واقعی نرخ ارز یا (یا Real Exchange Rate) از نرخ نسبی کالا‌های یک کشور به یک کشور دیگر به‌دست می‌آید؛ یعنی برای مثال نرخی که به‌اندازه‌ی آن‌ یک فرد انگلیسی می‌تواند کالا‌های خود را با کالا‌های امریکایی مبادله کند. برای به‌دست آوردن این نرخ کافی است نرخ یک کالای صادراتی را بر نرخ همان کالا که از کشور دیگر وارد می‌شود تقسیم کنید.

نرخ واقعی نرخ ارز را با فرمول زیر نشان می‌دهیم:

فرمول محاسبه نرخ واقعی ارز

این فرمول نشان می‌دهد که نرخ واقعی ارز شامل دو برگ خرید می‌شود:

 نرخ یک کالا با نرخ کشور داخل

 نرخ اسمی مبادله ارز دو کشور (که در اینجا منظور ریال ایران و دلار امریکا است)

درحال‌حاضر نرخ واقعی ارز به ما نشان می‌دهد که: اگر نرخ واقعی پایین باشد، کالا‌های خارجی نسبتا گران‌تر و کالا‌های داخلی نسبتا گران‌تر هستند.

با این تعاریف متوجه می‌شویم که درحال‌حاضر نرخ واقعی نرخ ارز در ایران پایین است؛ زیرا برای شهروندان ایرانی، خرید کالا‌های صادراتی دشوار بوده و ازنظر نرخ منطقی است که از کالا‌های داخلی خرید کنند. برعکس این مثال هم صادق است: شاخص بیگ‌مک نشان می‌دهد که ممکن است یک کالای یکسان در دو کشور مختلف نرخ متفاوتی داشته باشد، مثلا اگر معیار مقایسه را دلار در نظر بگیرید نرخ یک بیگ‌مک در سوئیس بیشتر از امریکا است و اگر فرد سوئیسی برگر خود را از امریکا خریداری کند، هزینه کمتری متقبل می‌شود.

نرخ اسمی موثر ارز (NEER) و نرخ واقعی موثر ارز (REER)

نرخ اسمی موثر ارز (NEER) میزان تغییرات نرخ ارز یک کشور را در برابر شرکای دیگر تجاری‌اش در مقایسه با سال پایه بررسی می‌کند. دلیل آنکه ما در اینجا نرخ اسمی موثر را معیار قرار نمی‌دهیم این‌است که در محاسبه‌ تغییرات نرخ اسمی موثر حرفی از تغییرات قدرت خرید ارز‌ها زده نمی‌شود؛ و بررسی کردن آن نتایج مشابهی مانند مقایسه‌ بین نرخ ارز دو کشور را به ما می‌دهد. برای اینکه بدانیم قدرت خرید پول کشور ما در مقایسه با کشورهای دیگر در طول زمان چقدر تغییر داشته است باید به سراغ نرخ واقعی موثر ارز (REER) برویم.

برای اینکه بدانیم قدرت خرید پول کشور ما در مقایسه با کشورهای دیگر در طول زمان چقدر تغییر داشته است باید به سراغ نرخ واقعی موثر ارز (REER) برویم.

نرخ واقعی موثر ارز یک کشور با گرفتن میانگین هندسی نرخ اسمی موثر ارز بر یک شاخص قیمتی یا معیار تورمی محاسبه می‌شود که فرمول آن را مشاهده می‌کنید:

فرمول نرخ موثر واقعی ارز

که در اینجا “REER” نرخ واقعی موثر ارز بوده و از تقسیم ارزش واحد پول کشور خودی (بر مبنای پول کشور i‌ام) بر نسبت شاخص قیمتی کشور شریک تجاری به‌دست می‌آید. این نرخ‌های به‌دست‌آمده هر‌کدام به توان وزن‌های نرمال شده‌ی کشورهای شریک تجاری می‌رسد.

بحث خیلی تخصصی شد، می‌دانم! همه این فرمول‌ها تنها به این جهت گفته شد تا چند نکته مشخص شود:

 نرخ‌های محاسبه‌شده بر اساس سال مبنا بوده و به‌درستی تغییرات نرخ ارز را نشان می‌دهند.

 در نظر گرفتن شاخص‌های قیمتی کالا‌ها باعث می‌شود تا درک درستی از تغییرات قدرت خرید داشته باشیم.

 به خاطر وزن داده‌شده به نرخ ارز هر کشور به‌صورت جداگانه، تغییرات قدرت خرید تنها به میزان مبادلات ما با کشور مدنظر محاسبه می‌شود. برای مثال، وزن داده‌شده به نرخ کشورهای چین و امارات (که مبادلات زیادی با آنها داریم) بسیار بیشتر از کشور‌هایی مانند اندونزی و سنگاپور است.

حالا می‌توانیم وضعیت نرخ واقعی موثر ارز ایران را در چند سال اخیر بررسی کنیم و بفهمیم که این تغییرات چه معنایی دارد.

وضعیت نرخ واقعی موثر ارز در ایران

در قدم اول برای درک بهتر، نگاهی به جدول تغییرات نرخ اسمی ارز در مقایسه با تغییرات نرخ واقعی موثر ارز بیندازید:

نمودار مقایسه نرخ اسمی با نرخ موثر واقعی ارز

هر چه نرخ واقعی موثر ارز بیشتر باشد توانایی خرید مردم بیشتر است؛ یعنی قدرت ریال نسبت به ارز دیگر کشورها بیشتر بوده و توانایی خرید کالاهای خارجی بیشتر شده است. اگر نرخ موثر واقعی پایین باشد، یعنی قدرت خرید ما برای کالاهای خارجی کاهش‌یافته و مردم تمایل به مصرف کالاهای داخلی پیدا می‌کنند.

هر چه نرخ واقعی موثر ارز بیشتر باشد توانایی خرید مردم بیشتر است؛ یعنی قدرت ریال نسبت به ارز دیگر کشورها بیشتر بوده و توانایی خرید کالاهای خارجی بیشتر شده است.

شاید بپرسید که چرا وقتی جهش شدیدی در افزایش نرخ دلار را شاهد بودیم، این تاثیر چشم‌گیر را در نرخ واقعی موثر مشاهده نمی‌کنیم؟

دلیل این اتفاق اعلام شدن نرخ رسمی ارز به‌جای نرخ بازار آزاد و توسط بانک مرکزی است. اطلاعات نشان داده در اینجا، به علت اختلاف فاحش میان نرخ رسمی و نرخ آزاد یا نرخ واقعی دلار، در برخی برهه‌های زمانی حقیقت را راجع به تغییرات قدرت خرید نشان نمی‌دهد.

برای مثال در طی سال‌های 1373 تا 1380 نرخ رسمی بانک مرکزی بر مقدار 175 تومان باقی ماند، درصورتی‌که نرخ بازار آزاد و نرخ واقعی دلار طی این دوره هفت‌ساله از 263 تومان به 792 تومان رسید؛ یعنی جهشی سه برابری که توجیه‌کننده رقم بسیار بالای نرخ واقعی موثر در سال 1380 است. بهترین سال‌هایی که می‌توانیم از آنها برای معیار استفاده کنیم دوره‌های 1382 تا 1389 و باکمی اغماض سال‌های 1394 تا 1396 هستند.

رشد‌های ناگهانی در نمودار نشان می‌دهد که ریال نسبت‌به دلار امریکا بیش‌ازاندازه‌ ارزش‌گذاری شده است.

تحقیقات دانشگاهی انجام‌شده این حوزه در ایران شامل داده‌های بعد از سال 1395 نمی‌شوند و ازآنجایی‌که داده‌های بین‌المللی بر اساس نرخ‌های رسمی بانک مرکزی به‌دست‌آمده‌اند، نرخ‌های واقعی موثر نشان داده‌شده در سال 1397 کاربردی نیستند. درواقع رشد‌های ناگهانی در نمودار نشان می‌دهد که ریال نسبت‌به دلار امریکا بیش‌ازاندازه‌ ارزش‌گذاری شده است. همان‌طور که خودتان متوجه شده‌اید، با نوسان نرخ ارز در سال اخیر، رفاه شهروندان به‌شدت کاهش‌یافته و قدرت خرید افراد بسیار کم شده است. پس می‌توانیم مطمئن باشیم که نرخ واقعی موثر ارز درحال‌حاضر بسیار کمتر از آن چیزی است که آمار‌های بین‌المللی نشان می‌دهد. اگر بخواهید درک کنید که این اختلاف چقدر است، سقوط نرخ موثر در سال 1380 تا 1384 نشانگر مناسبی است.

برای این‌که مرجعی برای مقایسه داشته باشیم، در نمودار پایین نرخ واقعی موثر ارز را برای ایران و امریکا در کنار هم قرار داده‌ایم:

مقایسه نرخ موثر واقعی ایران و امریکا

می‌بینیم در دوره‌هایی که نرخ رسمی با نرخ بازار آزاد یا نرخ واقعی دلار تفاوت زیادی داشته است، به گفته‌ی نمودار ما باید رفاه بیشتری را نسبت به امریکا تجربه می‌کردیم! درصورتی‌که چنین اتفاقی حقیقت ندارد. نزدیک بودن دو نرخ موثر ایران و امریکا در سال 1397 نیز باوجود اختلاف 11000 تومانی نرخ ارز رسمی با نرخ ارز بازار و نرخ واقعی دلار نشان‌دهنده حقیقت وحشتناکی است که با محاسبه صحیح نرخ موثر آشکار می‌شود. (نکته: لازم به ذکر است که تحریم‌های معاملاتی یا تعرفه‌های واردات و صادرات بر نرخ واقعی موثر تاثیر‌گذار نیست و اثرات آنها در این معیار نشان داده نمی‌شود.)

نرخ رسمی ارز و نرخ بازار

همه‎‌ی این داده‌ها مهر تاییدی هستند بر این فرضیه که سیاست‌های ارزی دولت درحال‌حاضر جوابگو نیست؛ ارز 4200 تومانی نه‌تنها تاثیر مثبتی بر اقتصاد کشور نداشت، بلکه مشکلات دیگری را ایجاد کرد که در این مقاله وارد آنها نخواهیم شد. هدف این بررسی‌ها این بود تا نشان بدهیم عوامل بهبود رفاه مردم و خلاصی از بحران‌های ارزی و تورمی، سیاست‌های ساده و پیش‌پاافتاده‌ای همچون ثابت نگاه‌داشتن نرخ اسمی ارز نیستند.

در اینجا این سوال مطرح می‌شود که چه عواملی بر نرخ واقعی موثر تأثیرگذارند؟ اهمیت این عوامل زمانی خود را نشان می‌دهند که بدانیم رشد نرخ واقعی موثر تا حد زیادی بر رفاه و قدرت خرید مردم تاثیر‌گذار است. تعدادی از این عوامل را بررسی می‌کنیم:

سیاست‌های تجاری

یک نظریه سنتی در ارتباط با تعرفه‌های تجاری وجود دارد که کاهش سطح تعرفه‌ها در یک اقتصاد کوچک منجر به کاهش نرخ داخلی کالاهای وارداتی شده و تقاضای آنها را افزایش می‌دهد که منجر‌به تضعیف نرخ واقعی ارز خواهد‌شد.

ضعف عمده‌ی این استدلال این‌ است که چنین استدلالی ایستا بوده و آثار میان‌دوره‌ای و نقش کالاهای غیرقابل‌مبادله را در نظر نمی‌گیرد. درحالی‌که دولت می‌تواند با سیاست‌های حمایتی درست، به شکل موانع تعرفه‌ای یا غیر تعرفه‌ای، نرخ نسبی کالاهای وارداتی را افزایش دهد و با فرض جانشین کردن کالاهای وارداتی در مصرف باعث افزایش تقاضا و نرخ کالاهای غیرقابل‌مبادله شود. در این حالت در بلندمدت واردات کاهش‌یافته و کسری حساب‌جاری کاهش پیدا می‌کند که مجموع این نکات ذکرشده درنهایت سبب تقویت نرخ واقعی ارز خواهد شد.

با توضیح این نکته است که یکی از ضعف‌های اساسی دولت مشخص می‌شود، درحال‌حاضر به علت فساد شدید در بخش‌های دولتی و غیردولتی، بسیاری از سیاست‌های حمایتی دولت به‌درستی طراحی و اجرانشده‌اند.

 ترجیحات مصرف‌کنندگان

در حالت کلی گفته می‌شود که به دلیل وابستگی زیاد تقاضا کالاهای غیرقابل‌مبادله به درآمد، با افزایش درآمد مصرف‌کنندگان تقاضا و نرخ این نوع کالاها افزایش‌یافته و نرخ واقعی ارز تقویت می‌شود؛ اما این نکته همیشه در مورد کشور‌های درحال‌توسعه‌ای مثل ایران صادق نیست، چراکه در این کشورها با افزایش درآمد یا ثروت مصرف‌کنندگان تقاضای کالاهای قابل‌مبادله (که به‌طور عمده وارداتی هستند) افزایش پیدا می‌کند.

با افزایش درآمد‌های حاصل از صدور نفت و افزایش مالیات بر واردات، نرخ واقعی ارز کاهش پیدا می‌کند؛ برای مثال در تحقیقی انجام‌شده در رابطه با “تاثیر تغییرات درآمد‌های نفتی بر نرخ واقعی ارز در ایران (1378)” نشان داده می‌شود که با افزایش درآمد‌های حاصل از صدور نفت و افزایش مالیات بر واردات، نرخ واقعی ارز کاهش پیدا می‌کند؛ که اگر پاراگراف قبلی را دوباره بخوانید، ارتباط این دو را متوجه می‌شوید؛ یعنی دوباره با رشد درآمد و ثروت مردم تقاضا افزایش پیداکرده، اما به دلیل پاسخگو نبودن تولید داخلی به تقاضا و عدم توانایی تولید تعدادی از کالاهای ضروری، واردات رشد کرده و نرخ واقعی ارز تضعیف می‌شود.

 رشد بهره‌وری

رشد بهره‌وری در تولید کالاهای قابل‌مبادله، بهره‌وری نیروی کار و درنتیجه دستمزدها را در بخش تولید افزایش می‌دهد. همچنین با فرض این نکته که نیروی کار بتواند به‌راحتی در بخش‌های مختلف جابه‌جا شود، نرخ کالاهای غیرقابل‌مبادله افزایش‌یافته و درنهایت نرخ واقعی ارز را در بلندمدت تقویت می‌کند.

چه انتظاری از آینده باید داشته باشیم؟

ازآنجایی‌که رویکرد دولت برای برخورد با چنین مسائلی تغییر نکرده است، پیش‌بینی وضعیت پیش رو حداقل در کوتاه‌مدت، کار دشواری نیست و با نگاهی به نمودارها متوجه می‌شویم که این روند قرار است ادامه داشته باشد.

اما روزنه‌ی امیدی هم دراین‌بین وجود دارد. اینکه امیدوار باشیم تا باوجود تحریم‌های نفتی و کاهش ارزش پول، دیگر دولت و حتی خود مردم به این امر واقف شوند که راه خروج از بحران، راهکار‌های کوته‌بینانه و سطحی نیست و باید تغییرات اساسی و پایداری در خصوص تولیدات داخلی از طرف دولت صورت بگیرد. از طرف دیگر نیز به علت محدودیت‌های ایجادشده، مردم هم به‌مرورزمان زمینه را برای رشد محصولات داخلی فراهم می‌کنند؛ که اگر این مسیر به‌درستی پیش برود حتما با رشد تولید داخلی و درنهایت تقویت نرخ واقعی ارز ملی مواجه خواهیم شد.

اخبار مرتبط

نظرات شما