نسیم اقتصاد- ریسک پولی و بانکی محصول فضای کسب وکار و محیط کلان اقتصاد است و تنها با دستورالعمل بانکی قابل کنترل نیست.

به گزارش پایگاه خبری نسیم اقتصاد به نقل از اقتصاد گردان، به تازگی بانک مرکزی، به منظور بهره مندی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری از سازوکار مناسب مدیریت ریسک نقدینگی، دستورالعمل حداقل الزامات مدیریت ریسک نقدینگی مؤسسات اعتباری را به شبکه بانکی ابلاغ کرده است و در این راستا، ضروری است که علاوه بر موضوعات مورد توجه این دستورالعمل، راهکارهای مختلف برای بخش بندی ریسک های مختلف بانکی، بازار پول، سپرده گذاری و سرمایه گذاری مالی مورد توجه قرار گیرد تا ضمن این که احساس امنیت بیشتری برای سپرده گذاران بانک ها ایجاد خواهد کرد، رتبه اعتباری و ریسک بانک ها و بازار پول ایران را بهبود ببخشد.
به گزارش تعادل‌، کارشناسان در این زمینه معتقدند که ریسک پولی و بانکی محصول فضای کسب وکار و محیط کلان اقتصاد است و تنها با دستورالعمل بانکی قابل کنترل نیست . موضوع کاهش ریسک ها نباید تنها در چارچوب نظارت و مدیریت شبکه بانکی در دستور کار باشد بلکه باید فراتر از محیط فعالیت بانک ها و در محیط کلان اقتصاد و فضای کسب وکار پیگیری شود و شاهد بهبود شاخص ها و علامت هایی در بازارهای مختلف باشیم که به کاهش ریسک در بانک ها کمک کند.
 براین اساس کاهش ریسک نقدینگی بانک ها نمی تواند تنها درچارچوب عملکرد بانکی خلاصه شود، بلکه باید در سایر بازارها از جمله بورس، بازار بیمه، بهره وری و فناوری، مدیریت دستگاه های اجرایی و واحدهای تولیدی و صنعتی نیز مورد توجه باشد . زیرا تا زمانی که ریسک فضای کسب وکار، محیط کلان اقتصاد، ریسک های اقتصادی و سیاسی،  روابط خارجی و... بهبود نیابد، نمی توان انتظار داشت که تنها بانک ها با اجرای دستورالعمل، موفق به کاهش ریسک شوند و هر گونه نوسان در فضای کلان و روابط بین المللی می تواند برنامه کاهش ریسک را با مشکل مواجه کند.
 یکی از مهم‌ترین ریسک‌های فراروی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری سپرده‌پذیر، ریسک نقدینگی است که ناشی از عدم تطابق زمانی دارایی‌ها و بدهی‌ها است و  از آن‌چنان اهمیتی برخوردار است که می‌تواند بانک‌ها‌ و مؤسسات اعتباری را تا آستانه توقف و حتی ورشکستگی پیش برد. لذا ضرورت دارد بانک‌ها و مؤسسات اعتباری از سازوکار مناسب مدیریت ریسک نقدینگی برخوردار باشند تا از طریق آن، علاوه بر پایش و کنترل ریسک نقدینگی، دارای توان و ظرفیت مناسب نقدینگی برای ایفای مؤثر نقش واسطه‌گری وجوه در شرایط عادی و متعارف باشند.
تجربه بحران جهانی اخیر نشان داد که برخی بانک‌ها با وجود سرمایه کافی، با مشکلات عدیده‌ای ناشی از کاستی‌ در اصول اساسی مدیریت ریسک نقدینگی و عدم بکارگیری صحیح آن مواجه شده‌اند. عدم رعایت نسبت های مالی، قابل پیش بینی نبودن وضعیت مالی و بورسی جهان و برخی مشتریان بزرگ، باعث شد که بانک های توانمند نیز با مشکل مواجه شوند و اگرتزریق 700 میلیارد دلاری دولت آمریکا به بانک ها و صنایع بزرگ نبود، به این سادگی نمی توانستند از دام چنین بحرانی خارج شوند و  با وجود گذشت سال ها از بحران 2008، امروز بسیاری از بانک ها در اندیشه سازو کارهای نظارتی قوی تری هستند تا دوباره به دام بحران مالی قبلی نیافتند.
در حال حاضر، نحوه تدوین برنامه احتیاطی، سناریوهای ریسک نقدینگی، مدیریت دسترسی به بازار و اندازه‌گیری و پایش خالص جریانات نقدی توسط مؤسسات اعتباری و تدوین مقررات داخلی لازم در ارتباط با مدیریت ریسک نقدینگی مدّنظر قرار گرفته است. نسبت پوشش نقدینگی از دیگر مشخصه‌های پراهمیت دستورالعمل است که علاوه بر محاسبه نسبت پوشش نقدینگی بر حسب واحد پولی رایج کشور، برای هر یک از ارزهای مهم به تفکیک و مجموع ارزها مقرر شده است.
ضرایب مربوط به احتمال ورود اقلام مختلف مبالغ دریافتنی و احتمال برداشت اقلام مختلف بدهی‌ها و تعهدات زیرخط ترازنامه مؤسسات اعتباری مندرج در استاندارهای بین‌المللی، متناسب با وضعیت اقلام مختلف دارایی‌ها و بدهی‌های مؤسسات اعتباری کشورمان بومی‌سازی شده است. ضمناً، نحوه گزارش‌گری شاخص‌ها و نسبت‌های مورد اشاره در دستورالعمل توسط مؤسسات اعتباری تصریح شده و ضمانت اجرای دستورالعمل نیز به روشنی تبیین شده است.
نسبت پوشش نقدینگی
در بال 2 و 3 نیز افزایش توانایی شبکه بانکی در جذب شوک‌های ناشی از تنش‌های مالی و اقتصادی و کاهش ریسک سرایت بحران از بخش مالی به بخش واقعی اقتصاد مورد توجه است و بدین‌منظور دو استاندارد کمی با اهداف مجزا که مکمل یکدیگر می‌باشند برای نقدینگی معرفی شده است. هدف از استاندارد اول که نسبت پوشش نقدینگی  نام دارد، بهبود وضعیت نقدینگی مؤسسات اعتباری در کوتاه مدت با اطمینان از وجود مقدار کافی دارایی‌های نقد با کیفیت بالا جهت تداوم فعالیت مؤسسه اعتباری تحت یک سناریوی تنش یک ماهه است.
 نسبت تأمین مالی پایدار خالص
هدف استاندارد دوم که موسوم به نسبت تأمین مالی پایدار خالص است، بهبود وضعیت ریسک نقدینگی مؤسسات اعتباری در افق زمانی یک ساله از طریق ایجاد انگیزه‌های بیشتر برای تأمین مالی مستمر فعالیت‌ها به وسیله منابع باثبات‌تر می‌باشد. این نسبت با هدف فراهم کردن یک ساختار سررسیدی پایدار برای دارایی‌ها و بدهی‌ها طراحی شده است. با این وجود از آن‌جا که مقرر شده است نسبت تأمین مالی پایدار خالص از اول ژانویه 2018 به یک استاندارد لازم‌الاجرا تبدیل شود در تدوین حداقل الزامات مدیریت ریسک نقدینگی مؤسسات اعتباری، صرفاً نسبت پوشش نقدینگی لحاظ شده است.
رویکرد حسابرسی بر پایه مدل ریسک
رویکرد حسابرسی مبنی بر پایه ریسک عنوان مدلی از حسابرسی تلقی می شود  که فرآیند اجرایی آن براساس ارزیابی ریسک صورت می‌پذیرد به طوری که در طول عملیات حسابرسی بطور مؤثر و کارآ با تمرکز بر ماهیت رویداد و عملکرد زمانبندی اجرا و میزان روش‌‌های حسابرسی در آن حوزه‌‌های که دارای پتانسیل انحراف و تحریف با اهمیت در گزارشات مالی هستند اقدام خواهد شد
 استاندارد حسابرسی شماره 315ASA  شناسایی و ارزیابی خطرات و ریسک ناشی از موارد تحریف از طریق درک و تحلیل مؤسسه از محیط سازمان تعریف و تبیین می‌‌نماید و استاندارد حسابرسی 33 ASA  پاسخ حسابرس به ارزیابی ریسک‌های مربوط به استانداردهای حسابرسی که بطور خاص مجموعه‌ای از روش‌های حسابرسی مبتنی بر ریسک را تعریف می‌نماید و با استانداردهای حسابرسی دیگری که حاوی اصول مربوط به خطرات خاص و روش‌های مقابله و برخورد مناسب با آنها است را نشان می‌دهد.
در رویکرد حسابرسی مبتنی بر ریسک نیاز است که حسابرس که برای اولین بار به سازمان مراجعه می‌نماید با درک مناسب از محیط کسب و کار مربوط، اقدام به شناسایی ریسک‌ها و خطراتی نماید که باعث ایجاد خطر در ارائه مطالب و اطلاعات غیرواقعی می‌‌باشد سپس حسابرس اقدام به انجام یک ارزیابی از خطرات و ریسک‌ها مربوط به ادعاهای مدیریت در هر 2 سطح صورت‌های مالی و معاملات صورت گرفته می‌باشد این ارزیابی شامل توجه به تعدادی از عوامل از قبیل ماهیت خطرات و کنترل‌های داخلی مربوط در سازمان و سطح شواهد مورد نیاز در برای حسابرس در فرآیند حسابرسی است.
نتیجه این ارزیابی بطور مؤثر در مناطق و حوزه‌های دارای ریسک طبیعی است که می‌توان با برنامه‌ریزی در کار حسابرسی به صورت استاندارد آن را مورد توجه قرار داد پس از انجام ارزیابی ریسک حسابرسی اقدام به تهیه پاسخ‌های مناسب نسبت به خطرات شناسایی شده به منظور بدست آوردن شواهد کافی جهت انجام حسابرسی مناسب که براساس یک طراحی مناسب صورت می‌گیرد و برنامه‌ریزی حسابرس همواره ادامه می‌یابد و با انجام روش‌های اصلاحی مجدد این فرآیند ارزیابی صورت پذیرد.
  درک مناسب از محیط کسب و کار
به منظور شناسایی ریسک‌های مربوط به اعمال حسابرسی نسبت به گزارشات مالی حسابرسی می‌یابد برای بدست آوردن درک مناسب از موجودیت و محیط کسب و کار (از جمله وجود کنترل‌های داخلی) در آن شناخت و درک کافی داشته باشد. بنابراین مهارت‌های حرفه‌ای مدارک مناسب حسابرسی و میزان تجربه  در قضاوت او مؤثر می‌باشد بطوریکه او می‌تواند با تمرکز بر آنچه که به عنوان اطلاعات خاص تلقی می‌شود اقدام به شناسایی و مطالعه و درک آنها براساس فرآیندهای حسابرسی می‌نماید و او با استفاده و تمرکز بر تجربه خود به صورت بالقوه قادر به درک اطلاعات غیرضروری و تا حدودی حد و میزان اطلاعات را کاهش می‌دهد و این فرآیند از طریق پایش اطلاعات صورت می‌پذیردو او با تحصیل اطلاعات مناسب و قابل اتکاء اقدام به انجام حسابرسی نسبت به گزارشگری مالی صورت گرفته و همچنین صرفه‌جویی در وقت و کاهش هزینه حسابرسی با توجه به صرفه‌جویی انجام شده بر زمان و نحوه عمل حسابرسی خواهد نمود.
آشنایی با واحد تجاری شامل درکی مستند از طبیعت، مالکیت، ماهیت صنعت، محیط نظارتی، رقبا، فرآیندهای گزارشگری مالی و محیط کنترلی می‌باشد. این اطلاعات از طریق پرسش و جو از افراد مرتبط، مشاهده و بازرسی و بازبینی فرآیندها و اسناد و مدارک سازمان و همچنین اجرای روش‌های تحلیلی از اطلاعات کلیدی مالی و غیرمالی بدست می‌آید.
آشنایی با چارچوب کنترل‌های داخل واحد مورد رسیدگی برای حسابرسان موضوعی بسیار مشکل و سخت است خصوصاً اینکه آنها چه چیزی را کنترل می‌کنند و آنها تمرکز بر روی چه موضوع، چه نوع اطلاعات و چه میزان اطلاعات بر روی کنترل اعمال شده بدست می‌آورند
این اقدامات با تمرکز بر چند مؤلفه اصلی محیط کنترلی؛ فرهنگ کنترل در سازمان و تأثیرپذیری آن ، فرآیند ارزیابی ریسک‌های موجود؛ چگونه در سازمان شناسایی می‌شود، ارزیابی و ارائه پاسخ به ریسک‌های موجود در فرآیندهای کسب و کار ، سیستم‌های اطلاعات مربوط به گزارشگری مالی؛ آن دسته از سیستم‌های مربوط به ثبت و ضبط اطلاعات مربوط معاملات مالی با رویدادها، شرایط و یا برآوردهای حسابداری، روش‌های مربوط به شناسایی نوشته و رویدادهای غیراستاندارد، انطباق رویدادهای دفاتر روزنامه و سایر دفاتر، داده‌های ورودی ناشی از معاملات و گزارش درخصوص گزارش مالی، فعالیت‌ها و اقدامات مربوط به کنترل‌های مربوط به حسابرسی انجام می شود.
ارزیابی ریسک محیط کسب و کار
وجود و تحصیل درک حسابرس از محیط گزارشگری مالی واحد مورد رسیدگی حسابرس را قادر می‌سازد که برای شناسایی ریسک‌هایی که بطور بالقوه در گزارشهای مالی و معاملات فردی، در سطح مانده حساب‌ها و یک در متن معاملات (در سطح ادعاها) کاملاً تأثیر می‌گذارد.
توجه به نحوه قضاوت حرفه‌ای مهارت‌های مورد نیاز در انجام پروسه حسابرسی نه تنها برای شناسایی خطرات بلکه در این ارتباط که ارزیابی از ریسک بالقوه تحت تأثیر شناخت، اندازه‌گیری، ارائه و افشاء در سطح گزارشگری مالی، ارزیابی، تخصیص، وقوع، کامل، کات آف، وجود و یا حقوق و تعهدات مربوط به هر سطح از ادعاها صورت می‌پذیرد، ماهیت این خطرات عملاً تعیین کننده این موضوع است که چگونه حسابرس اقدام به طراحی برنامه کاری خود در جهت انجام حسابرسی از طریق ترکیبی از مجموعه کنترل و تست‌ها و یا صرفاً از طریق انجام آزمون‌های اساسی اقدام به ارزیابی می‌نماید.
در مرحله اول ارزیابی اولیه‌ای از سطح ریسک تحت عنوان ارزیابی در مرحله برنامه‌ریزی حسابرسی صورت می‌پذیرد و در فرآیند حسابرسی مجدداً حسب شناخت از واحد و محیط حسابرسی مجدداً اقدام به تجدید نظر در خطرات و ریسک‌ها و سطوح آن و یا شناسایی ریسک‌های جدید می‌نماید.
حسابرس با اعمال قضاوت حرفه‌ای درخصوص ارزیابی و طبقه‌بندی هر یک از ریسک‌ها با توجه به پتانسیل خود که عامل ایجاد یک تحریف با اهمیت در سطح گزارشگری مالی و یا یک مانده حساب و یا رویداد باشد، می‌نماید.
در حوزه‌های پرریسک حسابرسی باید روش‌های اساسی دیگری را بطور خاص در پاسخ به آن ریسک‌ها بکار گیرد این فرآیند می‌توان شامل هر 2 آزمون جزئیات معاملات و روش‌های تحلیلی اساسی باشد و در نهایت می‌توان یادآور شد که بدون در نظر گرفتن  آزمون و تست ریسک‌ها تمام سطوح معاملات و مانده حساب‌ها و انجام تست‌ اساسی امکان اظهار نظر نسبت به رویداد مربوطه وجود ندارد.
قطع و پاکسازی نقاط پرریسک
هنگامی که روش‌های حسابرسی در بخش و حوزه ریسک‌ها انجام می‌پذیرد و حسابرس جهت تحصیل و تعیین اینکه آیا ارزیابی ریسک‌های اولیه در سطح ادعاها مناسب بوده و اینکه آیا این سطح آزمون‌ها دارای کفایت می‌باشد که تحریف با اهمیتی وجود نداشته باشد، وجود دارد.
مدارک و شواهد حسابرس برای هر یک از موارد گزارش مالی می‌باید کاملاً قانع‌کننده باشد از طرفی توجه به واجد شرایط بودن شواهد امری ضروری است هنگامی که شواهد کافی و مناسب توسط حسابرس در فرآیند حسابرسی صورت می‌پذیرد. حسابرس قادر به نتیجه‌گیری در خطر تحریف با اهمیت گزارشگری مالی به عنوان یک کل تلقی گیرد.
اثربخشی توجه به حسابرسی ریسک
زمانیکه کار ارزیابی ریسک به پایان می‌رسد و انجام روند پاسخ به آنها توسط حسابرس با تجربه به پایان می‌رسد عملاً پایه و اساس کار حسابرسی صورت پذیرفته است و آن هم ناشی از تمرکز بر توجه حسابرس در شناسایی، ارزیابی و پاسخگویی به آن دسته از خطراتی است که پتانسیل آن را دارند که بر گزارشگری مالی شرکت مؤثر باشند. رویکرد حسابرس مبتنی بر ریسک مسیری را فراهم می‌آورد که حسابرس با این رویکرد به انجام حسابرسی به عنوان کارآمد و مؤثر ممکن گردد در این فرآیندی است که تابع و بهره‌گیری از هر بخش و تیم حسابرسی و سازمان می‌باشد.
 
 

اخبار مرتبط

نظرات شما